نوشتنم زیاد میاد اما حرفای مچاله شده لای کاغذ گوشه کنار کیف‌های دم دستی روزمره‌م. کلی جمله ک ِ با چندتا نقطه رها شدند. وقتایی ک ِ خاکستری‌ترم، کتاب خوندنم بیشتر می‌شه، خیلی بیشتر از همیشه. تو باشگاه سر تمرین‌ها حرف دارم، بعد باشگاه وقتی کنار پارک رو گز می‌کنم تا خونه حرف می‌زنم، با کسی حرفم نمیاد و مخاطب تمام حرف‌ها خودمم و ابر خاکستری نمناک...