مامانی صبح رفت.
مهربون من رفت و دنیایی از عشق و گرما رو با لبخند و دست‌های قشنگش برد.
حالا اگر هزاربار بگم
من
درد در رگانم
حسرت در استخوانم
چیزی نظیر آتش در جانم می‌پیچد
هنوز ذره‌ای از درد و حسرتم رو نگفتم...
.

#سیاه‌ترین_شنبه