شهریور عطر خاص خودشو داره. صبح و غروبای خودشو. روزایی ک ِ دمنوش چای کوهی و اسطوخودوس وصلش می‌کنه ب ِ پاییز. عصرایی ک ِ وقت قدم زدن وقتی نفس عمیق بکشی، تهش عطر برگ و روزای پاییزی میاد. ک ِ یهو ب ِ خودت میای مهر می‌شه و پاییز. این روز و شب‌ها رو با کتاب و روزی دوتا فیلم تئاتر دارم سر می‌کنم، عصرها هم بعد باشگاه وقتی از تو پارک رد می‌شم خوب نگاه می‌کنم تغییر حال و هوای درختا رو. شهریور برای من با صدای فرهاد دلچسب‌تره:)