خاطراتت
درد دارم، شایدم سوزش، خیلی شبیه ب هم. اون بین مفاصل، زانوی راست. کف دستمو بو نکرده بودم امروزی کِ هوس بالا رفتن کوه کرده بودم، الان بعد از چند ساعت کوهنوردی و دوش گرم، این درد کهنه بیاد سراغم. تو کوه لبخند زدم، خنکای باد رو لای موهام پذیرفتم و گپ زدم با همراهم، حالا الان این درد کهنه سرک کشیده کِ چی بشه؟ بعد تصادف چند سال پیش...
بعضی چیزا تموم میشن اما سالها بعد دردش میاد سراغت
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم خرداد ۱۳۹۶ ساعت 22:44 توسط راوی پاییز
|
آدمی که منتظر است، هیچ نشانهای ندارد، فقط با هر صدایی برمیگردد...مدتهاست به صداها واکنشی ندارم.