اولین سالی بود ک ِ تعطیلات نوروز سفر بودم. پر از سرسبزی‌های تازه و تمیز، خنک و معطّر. چیدن برنامه‌ی دیدن «غ» تو شهرش و نم بارون‌های خاکستری. دریای پرتلاطم و عطر نان و  سبزی و لباس‌های محلّی. صدای تق تتق تق قطار ِ نیمه‌های شب...