ب ٍ رنگ سبز
اولین سالی بود ک ِ تعطیلات نوروز سفر بودم. پر از سرسبزیهای تازه و تمیز، خنک و معطّر. چیدن برنامهی دیدن «غ» تو شهرش و نم بارونهای خاکستری. دریای پرتلاطم و عطر نان و سبزی و لباسهای محلّی. صدای تق تتق تق قطار ِ نیمههای شب...
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۴ ساعت 18:40 توسط راوی پاییز
|
آدمی که منتظر است، هیچ نشانهای ندارد، فقط با هر صدایی برمیگردد...مدتهاست به صداها واکنشی ندارم.