غزل تو نگو. خودم میگم من بیشتر خوردم:دی
امروز . پنج ٍ عصر . «میم» . سوغاتی . شیش ِ عصر . «غزلک (click)»(+) . نون خامهای(غزل تو میتونی:دی) . نسکافه . لبخند . تیکتیک :)

+ نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 23:8 توسط راوی پاییز
|
آدمی که منتظر است، هیچ نشانهای ندارد، فقط با هر صدایی برمیگردد...مدتهاست به صداها واکنشی ندارم.