راویـــــــــ ـ ـ ـــــانه
من هنوز اول قصهام؛
قصهی هزار راه و يک نشانی
نشانیت را اما گم كردهام
باد وزيد و نشانیات را بُرد
نشانیات را دوباره ب ِ من میدهی؟
با يک چراغ و يک ستارهی قطبی؟

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 11:46 توسط راوی پاییز
|
آدمی که منتظر است، هیچ نشانهای ندارد، فقط با هر صدایی برمیگردد...مدتهاست به صداها واکنشی ندارم.