از راوی ب ِ کاکــــ ـ ـ ـتوس
خب اینکه پستای اینجا کوتاه شده و نهایت دو خطی، یعنی دارم ذهنم رو جمع و جور میکنم و هوثله صحبت ندارم و معمولاً چکیدهی اون فکر روزانه و برنامهی فردا میشه یکی-دو اس تو درفت گوشی ک ِ خیلی تلگرافی و ب ِ اختصار نوشتهشدن. ی ِ جورایی انگار کلمهای نیست و گاهی برنامهی روزانه میشه نوتهای رو استیک-پیپر و اینکه یادم بمونه دوهفته ی ِ بار برنامهی حافظخوانی گذاشتیم با استاد «م» ک ِ لازم نباشه ایشون مدام یادآوری کنه و امروز از 8صب تا همین ی ِ ساعت پیش سهبار عکس «م» رو ک ِ روی جدول خیابون انداخت روی بکگراند گوشییای مختلف ببینم و اینکه الان یهو حواسم پی ِ اون کاکتوسمه ک ِ دست ِ «ع» هست و بناست مراقبش باشه و خم به خاراشون نیاد و محبت قلمبه بش نداشته باشه تا نگنده و ...
هــــ ـ ـ ی! کاکتوسم حالش خوبه؟!
پن: شماره شانزدهم مجله ولگرد ، (+)
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 20:13 توسط راوی پاییز
|
آدمی که منتظر است، هیچ نشانهای ندارد، فقط با هر صدایی برمیگردد...مدتهاست به صداها واکنشی ندارم.