راویــــــــــانه
ی ِ وقتا ک ِ آدم هوثلهی خودشم نداره، ی ِ گپ و گفت میتونه حال آدم رو چند ساعتی جا بیاره و بعدشم هندزفری تو گوش و ی ِ قدم رانی با موزیکهای سلکشن و خنکای باد و نم بارون ِ بیست و چهار آبان...
ب ِ شیرینی ِ آبنباتها، لذت دوستیهای بیتوقع

پن: ممنونم عمو جان :)
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۱ ساعت 20:4 توسط راوی پاییز
|
آدمی که منتظر است، هیچ نشانهای ندارد، فقط با هر صدایی برمیگردد...مدتهاست به صداها واکنشی ندارم.