راویــــ ـــ ــ ــانـــ ــ ـه!
این پست صرفاً برا اینه ک ِ یادم بمونه چقدر امشب دلم هوای ابری میخواست و عطر ِ نم ِ بارون تا بشه کمی صالحی خوند. میدونید ک ِ! بعضی وقتا خوندن حتی ی ِ بند شعر، ی ِ مصرع، کلی آداب داره...
اگه امشب هوا ابری بود و کمی خنکای نم ِ بارون؛ حتمنی این شعرش رو انتخاب میکردم:
ابرهای آسمان هر سرزمينی
شبيه مردمان همان سرزمين میبارند...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 23:4 توسط راوی پاییز
|
آدمی که منتظر است، هیچ نشانهای ندارد، فقط با هر صدایی برمیگردد...مدتهاست به صداها واکنشی ندارم.