پشت پرچین، حوالی سنجـــ ـ ـ ـاقک
پشت این انبوه ِ اندوه ِ سبز نشسته بودم؛ و همه جا رو گشتی؟!...
کافی بود کمی جلوتر
+ نوشته شده در دوشنبه نهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 23:48 توسط راوی پاییز
|
آدمی که منتظر است، هیچ نشانهای ندارد، فقط با هر صدایی برمیگردد...مدتهاست به صداها واکنشی ندارم.