از اینجا تا آنجا
وقتی تهِ دلت کوچ بخواهد، هی ب ِ خیالت از اینجا میروی ب ِ آنجا ک ِ دلت پَر میزند. از آنجا ب ِ جای دیگر. این «تخّیل» تیر ماهیها گاهی دردسرساز میشود اما نمیشود لذّتش را انکار کرد. حس سبکی و اینکه ب ِ جایی تعلّق نداری، ته ِ دلت را آخیش میکند. «تخیّل» تنها جای ممکن است ک ِ مانعی جز «خودت» وجود ندارد. یک کولهی کوچک ِ رنگی برای همراه داشتن ِ دوستداشتهها و کوچ...

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم تیر ۱۳۹۱ ساعت 12:50 توسط راوی پاییز
|
آدمی که منتظر است، هیچ نشانهای ندارد، فقط با هر صدایی برمیگردد...مدتهاست به صداها واکنشی ندارم.