ژولین: «تند می­روندم ولی حواسم ب ِ رانندگی بود. داشتم برمی­گشتم خونه».

ماری: «کسی منتظرتون بود»؟

ژولین: «نه».

ماری: «باید همیشه ی ِ کسی منتظر آدم باشه....تنها راه تصادف­نکردن اینه».

 

«مهمان­سرای دو دنیا. اریک-امانوئل اشمیت. نشر قطره»