ی ٍ روز
گاهی یکی هممسیرت میشه تا ی ِ راز زندگی رو بهت گوشزد کنه، و خب این بار دوستان همدانی ِ عزیزم ک ِ الان چندماه ِ ساکن غرب ِ تهرانن، مسیرشون شرق بود و این لطف رو ب ِ من داشتن.
با حوصله، کلاف ِ سکوتم رو باز کردن و به غرغرم گوش دادن و باز من ایمان آوردم آدما الکی هممسیر نمیشن.
تهش هم کلی غشغش خنده وقتی تصورشون از جاجرود ِ خشک، چیزه دیگهای بود:دی

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 16:29 توسط راوی پاییز
|
آدمی که منتظر است، هیچ نشانهای ندارد، فقط با هر صدایی برمیگردد...مدتهاست به صداها واکنشی ندارم.