خو گرفتگی ب ِ توان ِ ابدیت
وقتی بار اول با چیزی مواجه شوی، گارد میگیری چون نگران ویرانشدن ِ دنیای رنگینت هستی، تلنگر اول را ک ِ می خوری دردش را ب ِ جان میخری و پس از آن تلنگرهای بعدی ک ِ هی محکم و محکمتر میشود؛ و تو جا می زنی؟! نه ابداً. گاهی هم استقبال میکنی و فریاد میزنی: محکمتر...محکمتر...
و پس از روزها میبینی عجین شدهای با آن، عجیب خو کردهای...
خو کردن بتر از عاشقیست...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 17:27 توسط راوی پاییز
|
آدمی که منتظر است، هیچ نشانهای ندارد، فقط با هر صدایی برمیگردد...مدتهاست به صداها واکنشی ندارم.