وقتی بار اول با چیزی مواجه شوی، گارد می­گیری چون نگران ویران­شدن ِ دنیای رنگینت هستی، تلنگر اول را ک ِ می خوری دردش را ب ِ جان می­خری و پس از آن تلنگرهای بعدی ک ِ هی محکم و محکم­تر می­شود؛ و تو جا می زنی؟! نه ابداً. گاهی هم استقبال می­کنی و فریاد می­زنی: محکم­تر...محکم­تر...

و پس از روزها می­بینی عجین شده­ای با آن، عجیب خو کرده­ای...

خو کردن بتر از عاشقیست...