شدم پونزده ساله، کتاب می خونم، فیلم می بینم، کارها رو پیش می برم، چکاپ ها رو تیک می زنم، قدم می زنم... و لا به لای اینا مچ خودم رو می گیرم.
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین ۱۴۰۲ ساعت 21:29 توسط راوی پاییز
|
شدم پونزده ساله، کتاب می خونم، فیلم می بینم، کارها رو پیش می برم، چکاپ ها رو تیک می زنم، قدم می زنم... و لا به لای اینا مچ خودم رو می گیرم.
آدمی که منتظر است، هیچ نشانهای ندارد، فقط با هر صدایی برمیگردد...مدتهاست به صداها واکنشی ندارم.