«مثل آب برای شکلات»، لورا اسکوئیل، ترجمه مریم بیات، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان
 

 داستانی به سبک رئالیسم جادویی كه به شرح زندگی دختری به نام تیتا می‌پردازد که اسیر آداب و رسوم غلط شده است و چون وظیفه‌اش آشپزی است تمام احساساتش در غذاهایش نمایان می‌شود. مثل آب برای شکلات داستان زندگی زنان نسل‌های گذشته‌ی مکزیک است که به سبک رئالیسم جادویی و با زبان خانگی و فُرم زنانه نگارش شده‌است. این رمان، عشقی زیبا را در کنار مبارزه‌ی یک زن با سنت‌های جامعه خود نشان می‌دهد. هر فصل از این کتاب با دستور آشپزی و یا داروسازی جالبی شروع شده و به موضوع آن فصل مرتبط می‌شود. نام کتاب معنایی دوگانه دارد: نخست اشاره به دستور تهیه شکلات داغ(هات چاکلت) دارد که در مکزیک با آب و کاکائو تهیه می‌شود(نه با شیر). دوم، اصطلاحی در زبان اسپانیایی است استعاره از احساسات تند و برانگیختگی جنسی.
مواد لازم: یک عدد دختر تیره‌روز، یک عدد مادر مستبد، سه عدد مثلث عشقی (می توان تعداد را به دلخواه افزود) سنت‌های خشک، به مقدار لازم دوازده عدد دستور آشپزی عجیب و غریب و اشتهابرانگیز
طرز تهیه: رمان را به دوازده قطعه تقسیم کنید، و هر فصل را به یک دستور آشپزی اشتها برانگیز اختصاص دهید. در ضمنِ آموزش تهیه غذای مورد نظر توسط دختر تیره روز، هر جا که نیاز شد مادر مستبد و سنت‌های خشک را به مخلوط اضافه کرده، خوب به هم بزنید. مخصوصاً دقت داشته باشید که احساسات دختر تیره‌روز را خوب توصیف کنید و با تکنیک‌های رئالیسم جادویی نشان دهید که این احساسات وقتی با غذا ترکیب شوند می‌توانند طعم و روح غذا را تغییر دهند و از آن سمّی مهلک یا شهدی بهشتی بسازند. در آخر برای بیشتر شدن شوری و شیرینی ماجرا، مثلث‌های عشقی را به داستان بيفزاييد. رمان شما آماده است.

 

برشی از کتاب

بگذار چیزی را به تو بگویم که تا به حال، به هیچکس نگفته‌ام…هر یک از ما، با تعدادی کبریت در وجودمان متولد می‌شویم. اما خودمان قادر نیستیم آن کبریت‌ها را روشن کنیم. محتاج شعله‌ی شمعی هستیم تا آن را بیفروزد، و اکسیژنی که آن را ماندگار کند. شمع می‌تواند پیام، کلام، موسیقی یا حتی یک صدا باشد. اکسیژن می‌تواند نفس کسی باشد که دوستش داریم. لحظه‌ای می‌رسد که این ترکیب شگفت، کبریت وجود ما را شعله ور می‌کند. و آن شعله‌  با گرمایی خوشایند، وجود ما را فرا می‌گیرد… این آتش برافروخته، غذای روح ماست و آن را زنده نگه می‌دارد. کبریت‌های ما، اگر به موقع برافروخته نشوند، نم می‌کشند. دیگر هرگز روشن نمی‌شوند. و روحمان، از سرما و گرسنگی می‌میرد.
 

مثل آب برای شکلات
لورا اسکوئیول