وحشت حالت یک ضربه را دارد. لحظه‌ای است ک ِ انسان هیچ‌چیز نمی‌بیند. وحشت فاقد هرگونه اثر زیبایی است و انسان فقط پرتو شدید رویداد ناشناخته‌ای را می‌بیند ک ِ انتظار می‌کشد. برعکس، وقتی گرفتار حزن و اندوه می‌شویم ک ِ می‌دانیم چ ِ خبر است.

«بار هستی. میلان کوندرا. ترجمه‌ی پرویز همایون‌پور»

پ‌ن: همه چی قاطی شده.