خنکای غروب و ماه ِ دل آسمون و بوسهی زرتشت شرقی
یکی از قدمرانیهای طولانی و وسطای گپ دربارهی سورپرایزی ک ِ برام داشت و تو کیفم بود، دستم رو میکشونه تو کلّهپزی:)

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۲ ساعت 22:18 توسط راوی پاییز
|
آدمی که منتظر است، هیچ نشانهای ندارد، فقط با هر صدایی برمیگردد...مدتهاست به صداها واکنشی ندارم.