دوستانی، پاکتر از آب روان
پاییز امسال و طبقهی دوم منزل دوست ِ پرمحبت، از اون سر سرد و یخی ِ دنیا و گپ و گفت چندساعته؛ و قهوهای ک ِ نصیب «میم» شد و سیدعلی صالحی ک ِ از دوست مازنی با خنکای جنگل بارونزده میرسه دست من...

پن: ممنونم عمو مهردادی:) + پاییز سال گذشته
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 22:7 توسط راوی پاییز
|
آدمی که منتظر است، هیچ نشانهای ندارد، فقط با هر صدایی برمیگردد...مدتهاست به صداها واکنشی ندارم.