شبونه‌ای ک ِ من و خواهره و «م» با خوراکیای رنگی، تنگ ِ هم عکسای دور رو نگاه می‌کنیم و می‌خندیم بلندبلند.

می‌دونم ی ِ روزم می‌رسه ک ِ ب ِ این روزا می‌خندم بلندبلند...