756
شبونهای ک ِ من و خواهره و «م» با خوراکیای رنگی، تنگ ِ هم عکسای دور رو نگاه میکنیم و میخندیم بلندبلند.
میدونم ی ِ روزم میرسه ک ِ ب ِ این روزا میخندم بلندبلند...
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 21:34 توسط راوی پاییز
|
آدمی که منتظر است، هیچ نشانهای ندارد، فقط با هر صدایی برمیگردد...مدتهاست به صداها واکنشی ندارم.