اون شب ک ِ دلم هوای ابری می‌خواست و نم بارون، برای کمی صالحی خوندن و اینکه گاهی خوندن ی ِ مصرع کلی آداب داره و اون شب هوا صاف بود و دیشبی ک ِ حسابی خنکای بارون بود و شد ک ِ بشه کامل خوندش...

 

ابرهای آسمان هر سرزمينی

شبيه مردمان همان سرزمين می‌بارند

ما هرگز رو در روی دريا

با دريا سخن نگفته‌ايم

ما بايد برگرديم

چه كرده‌های از ياد رفته‌ی راه‌ها را مرور كنيم

پل‌ها٬ منزل‌ها٬ واژه‌ها٬ ويرانه‌ها را

مرور كنيم

ببينيم چند كلمه كم آورده‌ايم

چند چراغ شكسته

خاطره‌ی كدام علاقه را در خانه جا نهاده‌ايم

هی روزگار غريب

اصلاً اين احتمال را هم نمی‌دهيم

كه گاه ممكن است

يک اشتباه درست

تا كجا

از يک درست بی‌اشتباه كامل‌تر باشد

«سيد علی صالحی»