از پاییدن ِ این روزای آدما
حالا گیرم من هی بگم آدم نبایس برا داشتههای دیروز و نداشتههای امروز حسرت بخوره و بشینه سر گور همون نداشتههای امروز مویه کنه. ک ِ اگه عرضه داشتی همون دیروز کیفش رو میکردی و وقتی هم تموم شد، مث خیلی اتفاقات دیگه و خیلی خیلی ساده فقط تموم میشه و ته ِ تهش ی ِ خاطره، ک ِ اونم نَ برا حسرت خوردن. حالا اینکه اصل زندگی ِ خیلیا اینطوره و اصولاً زاده شدن برا همچون زندگیای...
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 20:14 توسط راوی پاییز
|
آدمی که منتظر است، هیچ نشانهای ندارد، فقط با هر صدایی برمیگردد...مدتهاست به صداها واکنشی ندارم.