راویــــ ـــ ــ ــانـــ ــ ـه!
جمعه ک ِ میشه آدم بایس ی ِ دستمال رو کمی مرطوب کنه، بره ی ِ دست بکشه سر و گوش گلدونای سبزش، ک ِ همیشهی خدا سبزن. باهاشون صحبت کنه و ی ِ شعری رو زمزمه. هی خنکشون کنه، دست بکشه سر و گوش ِ تنهاییشون...
+ نوشته شده در جمعه سوم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 14:9 توسط راوی پاییز
|
آدمی که منتظر است، هیچ نشانهای ندارد، فقط با هر صدایی برمیگردد...مدتهاست به صداها واکنشی ندارم.