WhaT ArE yOu HiNinG aT
کابوس رو تاب نمیارم، بیدار میشم. چند صفحه کتاب میخونم، چشمام هیچجوره گرم نمیشه. چای آماده میکنم و خدایم را ب ِ هورتکشیدن دعوت میکنم.
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 0:53 توسط راوی پاییز
|
کابوس رو تاب نمیارم، بیدار میشم. چند صفحه کتاب میخونم، چشمام هیچجوره گرم نمیشه. چای آماده میکنم و خدایم را ب ِ هورتکشیدن دعوت میکنم.
آدمی که منتظر است، هیچ نشانهای ندارد، فقط با هر صدایی برمیگردد...مدتهاست به صداها واکنشی ندارم.