از سری روزهای هجده سالگی
با دخترکان تئاتر رو فشرده تر تمرین می کنیم، از بیرون صدای رگبار شدید میاد ک ِ نقش ژولین لای پنجره ی سراسری رو باز می کنه، همه رو نیمکت ها نشستن و فقط صدای رگبار...
بارون کم می شه، تمرین رو از سر می گیریم با :)
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۵ ساعت 12:14 توسط راوی پاییز
|
آدمی که منتظر است، هیچ نشانهای ندارد، فقط با هر صدایی برمیگردد...مدتهاست به صداها واکنشی ندارم.