592
دارم ب ِ دیالوگای داستان فکر میکنم. اینکه دیالوگها و گفتههای شخصیت داستان ب ِ راحتی میتونه چکیدهی شخصیت ِ آدم ِ داستان باشه. البته ک ِ فقط داستان نیست، تمام آدمهای اطرافمون. و گاهی ب ِ خاطر زمانی ک ِ با بعضیا گذروندی تشخیص میدی ته ِ ذهنشون رو از گفتهها یا نوشتههاشون؛ و گاهی هم ب ِ «تخیلشون» میخندی:)
پن: قالب بعد از ۵سال عوض شد. حالا یا چند ساعت یا چند روز...هنوز نمی دونم:)
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۱ ساعت 14:46 توسط راوی پاییز
|
آدمی که منتظر است، هیچ نشانهای ندارد، فقط با هر صدایی برمیگردد...مدتهاست به صداها واکنشی ندارم.