دارم ب ِ دیالوگای داستان فکر می­کنم. اینکه دیالوگ­ها و گفته­های شخصیت داستان ب ِ راحتی می­تونه چکیده­ی شخصیت ِ آدم ِ داستان باشه. البته ک ِ فقط داستان نیست، تمام آدم­های اطرافمون. و گاهی ب ِ خاطر زمانی ک ِ با بعضیا گذروندی تشخیص می­دی ته ِ ذهنشون رو از گفته­ها یا نوشته­هاشون؛ و گاهی هم ب ِ «تخیلشون» می­خندی:)

 

پ­ن: قالب بعد از ۵سال عوض شد. حالا یا چند ساعت یا چند روز...هنوز نمی دونم:)