من بلدم چجوری آخرای تیر پاییز رو مزه مزه کنم. به پوست خشک و ترکخورده ی انار فکر کنم و فرهاد گوش بدم. عطر خاص هوا آخرای شهریور، همون پنج روز مونده بِ پاییز. همون بوی برگهای رها و رو بِ حنایی. خاکستری ابرهای پشت چارچوب پنجره.
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام تیر ۱۳۹۹ ساعت 13:17 توسط راوی پاییز
|
آدمی که منتظر است، هیچ نشانهای ندارد، فقط با هر صدایی برمیگردد...مدتهاست به صداها واکنشی ندارم.