تبليغاتX
باران پاییزی

باران پاییزی

دیر زمانیست منتظر بارانیم تا بشوید نیستی‌ها را

 

 

 

برای کشتن يک پرنده يک قيچی کافی‌ است

لازم نيست آن را در قلبش فرو کنی

يا گلويش را با آن بشکافی

پرهايش را بزن...

خاطره پريدن با او کاری می‌کند

که خودش را به اعماق دره‌ها پرت کند

 

 

پ‌ن 1 : نمی‌دونم از کیه.

پ‌ن 2: گاهی انقدر به این پرنده حس نزدیکی پیدا می‌کنم که فکر می‌کنم خودمم!

پ‌ن 3: حست به این پرنده چیه؟!

 

+نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت19:19توسط راوی پاییز | |

 

 

 

مرا به نام

   تو را به نام

كه نام٬

       نام من و توست

عشق،

         آواز است

مرا به نام بخوان

       اين سكوت را بشكن

         چرا كه زمزمه

        از آيه‌های اعجاز است

                        برای تو و من

 

 

 

 

پ‌ن1 :  نمی‌دونم این شعر از کیه.

پ‌ن2 : امروز خیلی نزدیک بودی. صدات توی گوشمه و همین نزدیکی‌ها هستی...

پ‌ن3 : این پست از احساسات راوی در غروب پنجشنبه است و کاملاً خصوصیه!

 

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت18:11توسط راوی پاییز | |